یک رویا..
مصاحبهي مريم شباني با حاج سيد جوادي را معمولا ميخوانم. برايم از جهاتي جالب است. اول آنكه اساسا به حاج سيد جوادي در ميان ملي-مذهبيها علاقهمندم. او را در كنار تقي رحماني، عزت سحابي و البته مرحوم بازرگان و دكتر سحابي ميبينم و فكر ميكنم اينها آدمهايي از جنسي متفاوت در سياست ايران بودند. البته اين فرض را به هيچ وجه كنار نميگذارم كه يكي از عوامل اصلي آن ميتواند دوري تقريبا هميشگي اينها از قدرت بوده باشد، وگرنه خيلي از ياران اينها –كه اين روزها سياستبازان بيحياي ما هستند- در هنگام مبارزه، به پاكي و صداقت اين افراد بودند. مسئله ديگر شكل بيان خاطرات است كه خودماني است و خيلي تحليلي نيست، كه اگر بود احتمالا مثل تمام تحليلهاي ديگر ايراني، يكسويه، مغرضانه و پر از دروغ ميبود.
اما از سوي ديگر خواندن آن عذابم ميدهد. شباني در اين گزارش، سيدجوادي را همواره "استاد" مينامد. گو اينكه او دكتراي حقوق دارد، اما اين "استاد" گفتن از جنس "استاد" گفتن در دانشگاهها نيست، اينجا هدف مدح و ستايش است، بازتوليد "مراد" و "مرشد" در زبان قديمي ما. نتايج مترتب بر اين نگاه نيز مشخص است: حاجسيدجوادي، الههي خوبيها و سرشار از مهربانيها و داراي نفس مسيحايي و ... است، انگار نه انگار كه او نيز انسان است. وادي، واديِ تكرار است: ايرانيها همواره يا شيطانند و يا خدا. هيچ حد وسطي وجود ندارد. البته ميدانم كه اگر قرار بود مريم شباني اين متن را بخواند، در پاسخ مينوشت كه نه اصلا اينطور نيست و او "استاد" را هم مانند همهي انسانها "جايزالخطا" ميداند و اگر به خطايي بربخورد از بيان آن باكي ندارد و .... اما نه، ماجرا چيز ديگري است: كدام مريد در مراد خود خطا مييابد؟
داشتم فكر ميكردم اگر با نگاهي پديدارشناسانه به روزنامهها و همچنين فعاليتهاي سياسي چپ و راست در اين مملكت نظر كنيم، چه تفاوتي در آنها خواهيم يافت؟ ميان شرق و همميهن و رسالت چه تفاوتي در نحوهي استفاده از زبان وجود دارد؟ همچنين ميان اعتماد ملي و كيهان؟ راستي اگر كسي از دستهبنديهاي سياسي اين مرز و بوم خبر نداشته باشد و ناگهان بنشيند و اين روزنامهها را بخواند چگونه خواهد فهميد يكي چپ است و ديگري راست؟ (البته طبعا به بيان ايراني آن، وگرنه چپ و راست كجا و دستهبنديهاي شعلهقلمكار ما كجا؟) و البته چه تفاوتي است ميان جبهه مشاركت و موتلفه يا مجمع روحانيون و جامعه روحانيت و بسيج دانشجويي و دفتر تحكيم وحدت و يا سازمان مجاهدين انقلاب و جامعه اسلامي مهندسان؟ نام اسامي ذكر شده در حرفهاي اينها را برداريد و به جاي آن از حروفي مثل x و y استفاده كنيد. چگونه تشخيص خواهيد داد كه چه كسي سخن ميگويد؟
من حدس ميزنم اگر اين اتفاق بيفتد(استفاده از حروف به جاي اسامي) حتي ميتوان از روزنامهنگاران اين روزنامهها به شكل ضربدري استفاده كرد. اتفاق دوباره مشابه خواهد بود: كساني فرشتهاند و كساني شيطان. هر كاري اولي كند پسنديده است و ديگري شيطاني. آنچه در هيچ جاي اين آثار يافت نميشود البته سخن از "انسان" است؛ آنچه يافت مينشود....
******
پ.ن.1. سهميهبندي بنزين به حال هر كس مفيد نبوده باشد، براي محمد امري خير و نيكو خواهد بود. او اينك ميتواند ناهار و شام دستكم دو هفتهي خود را در خانهي اين و آن تضمين كند، فقط با يك جمله در تلفن: "خبرهاي جديدي از ماجراي سهميهبندي دارم، امشب ميايم و تعريف ميكنم".
پ.ن.2. روزهاي سختي را ميگذرانم. روزهاي فشردهي پاياننامهنويسي. روزهاي روياهاي عجيب. پشت سر هم خواب ميبينم از مهلكهاي دهشتناك به سلامت ميگريزم (آنجا به راستي ماجراي مرگ و زندگي است). به سلامت رستن چندان توجهم را جلب نميكند، راستي چه مهلكهاي برايم در پيش است؟ يكي بگويد تعبير اين روياي مستمر چيست؟