چند روز پيش كه دوست خوبم، آب در كامنتي از نمرهي 20 براي پاياننامهام گفته بود، نميدانستم چه واكنشي به حرف او داشته باشم. در واقع اين نمره كاملا دور از دسترس بود. تا بحال هيچكس در اين رشته در دانشگاه تربيتمدرس اين نمره را نگرفته بود. اما ته دلم يه جورايي خودم هم فكر ميكردم و شايد حتي براي خودم مطمئن بودم كه نمرهي من همين خواهد بود. شواهدي هم به اين مسئله كمك ميكرد: پيش از اين هم در دروس دورهي ارشد كسي نمرهي 20 نگرفته بود كه با نمرهي دكتر منوچهري، و پس از اون دكتر شكوري كه به قول خودش "وقتي دكتر منوچهري به كسي 20 بدهد، من هم نميتوانم كمتر از اين نمره را به او بدهم"، اين روند تغيير كرد. پس از من هم ديگراني در اين دو سال در درسهاي مختلف 20 گرفتهاند. از طرف ديگر از جانب داوران هم اطمينانهايي داشتم. استاد راهنمايم كه دكتر منوچهري بود و البته كاملا از كار پاياننامه راضي، داور هم دكتر شكوري بود كه بعيد نبود اين نمره را به من بدهد، دو داور ديگر هم قطعا از شكوري كمتر نميدادند.
با وجود تمام اين دلايل و شواهد، مسئله شكستن سنتي بود كه طي سالها در بخش ما شكل گرفته است. حتي دكتر قادري و دكتر يونسي هم كه اكنون استاد ما هستند، در دوران تحصيل در اين گروه اين نمره را نگرفته بودند، چه رسد به من. شكستن اين سنت به اين راحتي نبود و در نهايت همچنان اين اطمينان قلبي را كنار ميگذاشتم كه اين منره به كار من داده شود....
اما ديروز غروب همه چيز تمام شد. به من نمرهي بيست دادند و اين سنت شكسته شد. صادقانه بگويم شنيدن اين نمره براي پاياننامه براي من بسيار بيشتر از شنيدن خبر قبولي در دكتري خوشحالكننده بود. خيلي بيشتر. به همين خاطر دلم نيامد در اينجا از اين روند چيزي ننويسم، شايد خودستايي باشد اين طول و تفصيل، اما به من حق بدهيد بعد اين همه خستگي و تلاش وقتي حاصل كار اين باشد،در پوست خودم نگنجم...
از دوستان خوبم كه در جلسهي دفاع شركت كردند تشكر ميكنم، به ويژه از دوستاني كه از طريق وبلاگ از موضوع باخبر شدند و لطف كردند و در جلسه شركت كردند، اميدوارم اين شروعي باشد براي دوستي عميقتر ميان ما.....![]()
هنوز آنقدر خستهام كه دستم به نوشتن نميرود، شايد از فردا يا چند روز ديگر روند عادي وبلاگ را دوباره از سر بگيرم. فعلا فقط ميخواهم "هايده" گوش كنم: تو كه نيستي از خودم بيخبرم...