پدر، مادر! شما محکومید!
جمعه صبح، فیلم "سازدهنی" را بعد از حدود 20 سال دوباره دیدم. نمیدانم چه شد که صدا و سیما دوباره یاد این کار امیر نادری افتاد، اما این را میدانم که "سازدهنی" بخشی از کودکی ما بود. کودکی نسلی که هر از گاهی چند فیلم ثابت را به تکرار میدید و "سازدهنی" از جمله مهمترین این فیلمها بود. "بایکوت" را به یاد دارم، "اسکروچ" را، "رابینهود" را و برنامههای دیگری (که البته الان تقریبا همهی آنها را دوست دارم). اما این بار "سازدهنی" مزه دیگری داشت. دیگر همان فیلم تکراری نبود که با شنیدن نامش فریادمان بلند شود (هر چند دوباره مانند همان سالها دلهرهی رفتن "برق" با ما بود).
سازدهنی این بار فریاد یک نسل بود. نسل ما، نسلی که در زندگی یک چیز را خوب تجربه کرد: کمبود.. نسلی که کل تفریحش، دویدن در خیابانها بود و هر از گاهی که کسی، "اسباببازی" جدیدی به دست میآورد، جایگاه خدایی مییافت و میتوانست خیلیها را به بردگی خود بکشد. نسلی که عقدهها را خوب آموخت، و در این میان، همیشه هم به حال خود رها بود. نسل ما، فرزند نسلی بود که "پدر و مادر" خود را "متهم" میکرد، اما حالا نوبت ماست که آنها را "محکوم" کنیم. از "رهبر کبیر"شان تا "معلم انقلاب"شان، "شهدای پرپر"شان و هزار ترجیعبند گفتمانیِ زیبا، که در میانهی هیجانطلبیهای این نسل، کارکرد مناسبی یافت، اما کسی از میان آنها حاضر نشد از خود بپرسد "که چی؟".. میدانم، میدانم که خود ما هم در چنان موقعیتی قطعا به همان شکل عمل میکردیم، اما این هیچوقت توجیه مناسبی برای فاجعهی اخلاقی-اجتماعی که برای نسل ما به میراث گذاشته شد، نمیشود. نسل ما، نسل سوخته است، اما نه "تنها" نسل سوخته. نسل پدران و مادران ما نیز به نوعی سوخته بودند و همین، آنها را به "متهم"کردن پدر و مادران کشاند. نسل ما باید گامی به پیش نهد، چرا که در "سوختن" نیز پایدارتر بود، نسل ما پدر و مادر خود را "محکوم" میکند، چرا که باید آمادهی گام بعدی نیز باشد: نسل فرزندان ما، حکم ما را اجرا خواهد کرد.. حکم محکومیت به بیتعهدی، انفعال و خودخواهیها.. شبکه اول سیما، این بار به نسل ما فرصتی دوباره داد که فریاد خود را در "سازدهنی" بلند کند، برای آنکه به یاد داشته باشیم فرصتها برای محکومکردن پدر و مادرانمان را از دست میدهیم، فرصتی که شاید دیگر هرگز به دست نیاید، اما فرزندان ما قدر آن را خواهند دانست.. پدر، مادر! ماجراجوییهای شما، ما را "آرزومند" یک سازدهنی کرده بود، ما به پای همین آرزو نابود شدیم. آیا اتهام "نابودی" ما را قبول دارید؟.. پدر، مادر! شما محکومید...