الغرض بيشتر از مائده، مهمان ديديم

رمه آنقدر نديديم كه چوپان ديديم

شادمان چه نمازند؟ وضو باطل بود

آب اين جوي همان از ده بالا گل بود

آسيا بود ولي راه عمل را گم كرد

آرد را چرخ زد و چرخ زد و گندم كرد

از درختي كه چنين است نچيدن بهتر

از چنين راه به مقصد نرسيدن بهتر

 ظاهرا مرده كه پوسيد كفن مي‌آيد

نوح اين قوم پس از غرق شدن مي‌آيد

با چنين بي‌نفسان حرف و سخن بيهوده است

ما نمي‌ميريم، پس فكر كفن بيهوده است

در كفن هم اثر از وضع جنون خواهد ماند

دست ما با تيغ از خاك برون خواهد ماند...


پ.ن.: ندارد!