از نيچه
بايد به حساب آورد كه هنگامي كه ملتي از تب عصبي ملي و بلندپروازيهاي سياسي در رنج است و ميخواهد در رنج باشد، همهگونه امر و آشفتگي... بر روح وا گذر خواهد كرد. نمونههاي آن نزد آلمانيهاي امروز گاه حماقت ضدفرانسوي است، گاه ضديهودي، گاه....
هنوز به هيچ آلماني برنخوردهام كه نظر خوشي به يهوديان داشته باشد...
اينكه آلمان به اندازه كافي يهودي دارد و معده آلماني و خون آلمان براي گوارش همين مقدار "جهود" گرفتاريها دارد و تا مدتها خواهد داشت (حال آنكه ايتالياييها، فرانسويها و انگليسيها كه دستگاه گوارشي قويتري دارند، از عهده اين كار برآمدهاند)... "اجازه ندهيد هيچ يهودي تازهاي وارد شود!.." اين است فرمان غريزه ملتي كه هنوز نوع او ضعيف و بيهويت است، چنانكه نژادي قويتر او را به آساني بيرنگ و به آساني محو تواند كرد. يهوديان، بيچندوچون، قويترين و سرسختترين نژاد در ميان نژادهايي هستند كه اكنون در اروپا زندگي ميكنند. اينان به ياري چنان فضايلي كه امروزه چهبسا انگ رذايل بر آنها بزنند، و بالاتر از همه از بركت ايمان استواري كه خود را در برابر "ايدههاي مدرن" شرمنده نميبيند، ميدانند كه چگونه در ناسازگارترين وضعها.. خواسته خود را به كرسي بنشانند. دگرگوني آنها... به شيوه كشورگشاييهاي امپراتوري روسيه است.. يعني بر حسب اصل "هرچه كندتر، بهتر!".
...شك نيست كه يهوديان اگر ميخواستند.. هماكنون ميتوانستند دست بالا را داشته باشند و به معناي كامل كلمه بر اروپا فرمانروايي كنند، اما خودشان در اين فكر نيستند و چنين نقشهاي در سر ندارند؛ بلكه بيشتر ميخواهند و آرزو دارند كه، حتي با اندكي سماجت، در اروپا جاي كيرند و اروپا جذبشان كند...به اين انگيزه و گرايش... توجه بايد كرد و روي خوش نشان داد؛ و بدين خاطر چه بسا بيرون راندن عربدهجويان ضديهودي از كشور سودمند و بجا باشد.
فردريش نيچه، فراسوي نيك و بد، قطعه 251، صص. 7-235
تنها دو نكته:
1- به جاي آلمان، نام نزديكتري، اكنون، به ذهن ما نميرسد؟
2- تبليغات حزب نازي و تقديس نام نيچه به عنوان يكي از بنيانگذاران انديشه نازي از سوي آنها را به خاطر داريم؟