تاريكتر
امشب صدا ميزنند. وقت نشستن به پاي غصههاي دل دوستي كه بعد از بازگشتن از جنگل وهمانگيز بيصدا با پيرزني جادوگر به قماري بيهوده بر ديوانگي نشسته بود، ديگر برايم نمانده است. امشب دلم ديگر براي كسي كه مرا و نام كوچكم را به لبخند ميخواند افسونپذير نيست. امشب گويا تمام ماجرا چيز ديگري است. در گيرودار حكايتخواني پيري كه هنوز از تمام كودكياش خاطره هراس خروسخوان هر صبح تكرار ميشود، كسي است كه تاريكتر وتاريكتر ميشود ومن ميدانم كه دروغ نيست كه دارد با من سخن ميگويد. ميترسم. وقت، ديگر براي اين انديشهها گذشته است. حالا حكايت من را به هزار جستجو و تامل در باغهايي ميشنوند كه مه چنان دربر گرفتهاش كه هركه نام ميپرسد نيز با صدايي آشنا نخواهد شد. مرا ميترساند همين صداي ناشنيده. ميشنوم. كسي است تاريكتر وتاريكتر از هر روز. مرا ميخواند. ميبينمش. بيصداست و تاريك. نه ميبينم و نه ميشنوم. تاريك ميشود، ميبينمش، ميدانم كه با من سخن ميگويد. من به هزار حيله و دستان اينك از هزار راه مبدل به سرايي رسيدهام كه نه مرا كسي ميبيند و نه مرا ديگر چنان كورسويي از نظاره مانده است كه با ديگراني همپياله باشم كه به تردستي هزارگونه زيبا ميشوند و خاطرات ايام رقص با نواي باراني كه ميرسد از آسمان براي تمام آنكه تشنه به بازي نشسته. آنكه پيرزن هماني است كه ديوانگي ميبازد. مرا چه به رويا. ولم نميكند. به زبان مرا ميخواند. نميبينمش. رفته است و نميشنيدم صداي اكنون را. رفتهاست. تمام ماجرا رفته است. چرا مرا ميخواند؟ رفته است و ميترسم. چرا او را نديدهام؟ واي، ميترسم... كسي نيست مرا ياري كند؟ كسي نيست مرا ياري كند؟ تو ديگر كيستي؟ كسي نيست با زبان من سخن ميگويد؟ كسي نيست مرا ياري كند؟ زبانم از آن كيست اينك؟ و مگر نديدمش كه مرا ميخواند به همين زبان كه اينك مردمان را "كسي نيست مرا ياري كند؟" كيست؟ خدايا! كيست آنكه مرا ياري كند؟ ..تاريك ميشوم. تاريكتر. شايد همان قاصدكي كه رفت تا خبر برد كه من تاريكتر شدهام.. مرا ميخواند، مرا به نام و بيصدا. اوست هنوز كه ميخواند، تاريك و تاريكتر. نميبينمش و منم كه ميخوانم... كيست مرا ياري كند؟ .... تا خروسخوان صبح سه بار مسيح را منكر خواهم بود و وقت ديگري برايم نخواهد ماند تا بخوانمش،... تا ده روز ديگر كه صليب نينوا دوباره آغاز شود، وقت ديگري برايم نيست. اين چه تاريكي است كه مرا ميخواند؟ من منكرم، من منكرم.. من منكرم، مرا ديگر به كجا ميخواني.. تاريك شو، تاريكتر.. كيست مرا ياري كند؟