یک حرف شاید
تعطيلات عيد هم تقريبا در حال تمام شدنه. البته براي من كه امسال تعطيلاتي در كار نبود، از يكطرف قبلا هم همينجور تعطيل بودم، از طرف ديگه كل عيد ما هم به نشستن در خانه و غور در كتب مختلف گذشت. روزي (اگر پيش ميآمد) حدود يك ساعت از خانه بيرون ميرفتم و آنهم دقيقا با يك هدف خاص و تقريبا از تفريحات عيد بيبهره بودم. تو اين مملكت هم كه خبري نيست. از چي بگيم؟ از قطعنامه؟ از گروگانهاي انگليسي (كه مثل همهي آدمهاي منحرف تا به زندان جمهوري اسلامي ميافتند ميفهمند كه چقدر اشتباه كردهاند و حتي تصميم ميگيرند اشتباهات و اغاراض دولتمردان آمريكا و انگليس را هم اعلام كنند)؟ يا از قيمتهايي كه طبق وعدهي دولت محترم "اصلا" تغيير قيمت نداشتند و گويا اين نرخ دو برابري كه ما پرداخت ميكنيم همان كارمزدي است كه در سيستم بانكداري بدون ربا ميدهيم؟ بگذريم. واقعا حرفي نيست. اگر بود ... باز هم بگذريم.
تا آخر فروردين كه اين امتحان لعنتي رو بدم، احتمالا كمتر خواهم نوشت. از الان عذر ميخواهم.