1- پنج‌شنبه و جمعه روزهايي كه بايد حدود 12 ساعت در جلسه امتحان بنشينم و مزخرف بلغور كنم و اينجوري تكليف آينده خودمو مشخص كنم. از ديروز به تنها چيزي كه فكر مي‌كنم اينه كه اين دو سه روز هم بگذره و از اين فشار ذهني مسخره كه منو از تمام كار و زندگيم انداخته راحت شم و برگردم سر زندگيم. دلم براي پايان‌نامم تنگ شده. براي خواندن چيزهايي كه دوست دارم و براي نوشتن.. فعلا بايد دو سه روزي صبر كرد.

 

2- و اما تو مصطفي، كتاب‌گم‌كن حرفه‌اي. اين دومين باريه كه من يك رمان ناب به تو معرفي مي‌كنم و تو شروع به خواندنش مي‌كني و بعد از اينكه كلي باهاش حال مي‌كني،‌ يه جايي جا مي‌ذاريش. مرده‌شور.. درباره‌ "وقتي نيچه گريست" بايد بگم كه 100 صفحه‌ي پايانيش بسيار مهمه و اگه تونستي از جايي گيرش بيار و بخون. اگه هم نشد كه مي‌توني صبر كني و تابستان از خودم بگيري. ولي يك كتاب ديگه هم بهت معرفي مي‌كنم كه به نظر من چيزي نزديك به يك شاهكار ادبيه: "قلعه‌ي مالويل". نوشته‌ي "روبر مرل" و ترجمه "محمد قاضي" انتشارات نيلوفر، 4500 تومان. اين رماني بود كه در اين هفته‌ي مانده به امتحان گرفتم بخوانم كه آخر شب كه مي‌خوام بخوابم با خوندن 10-12 صفحه از اون، خوابم ببره. غافل از اينكه آنقدر جذاب بود كه هر شب تا حدود 100 صفحه رو نمي‌خوندم كنارش نمي‌ذاشتم تا اينكه پريشب از ساعت 1 تا 4.5 نشستم و بيش از 200 صفحه رو خواندم تا اين كتاب حدودا 600 صفحه‌اي رو در كمتر از يك هفته (آنهم در آستانه‌ي اين امتحان مزخرف) تمام كنم. نمي‌گم شاهكاره، چون خودم هم ايراداتي بهش دارم،‌ ولي به هر حال اين از ارزش كار اصلا كم نمي‌كنه..البته به اين فكر نكن كه از من بگيري، چون خودم هم از يك قرض گرفتم. در ضمن اگر خريديش لطف كن و تا مدتي سوار تاكسي نشو. چون بعد از قطار و اتوبوس، به نظر مياد كه الان ديگه نوبت تاكسيه..

 

3- محمد رييسي گرامي، بعد از اينكه وبلاگش دو ساله شد، احساس كرد بزرگ شده و الان وقت زن گرفتنشه و در نتيجه در اقدامي 48 ساعته رفت دختري را پيدا كرد و رفت خواستگاري و بعد از تحقيقاتي كه به عمل آمد و ديدند پسر خوبيه "بله" رو دادند و يك شب نشستند كه تاريخ عقد رو مشخص كنند و در نتيجه قرار شد ايشون پنج‌شنبه داماد بشه.. خيلي خوشحال شدم. بهت تبريك مي‌گم محمد جان و همچنين به بشريت كه مي‌تونه تا حدودي مطمئن باشه كه تو ديگه دست از سرش برميداري و به كار زن و زندگي و بچه و ... خواهي پرداخت، همان‌طور كه قبلا هم گفتم، بشريت بدون تو تا حدود زيادي خوشبخت‌تره و الان كه اين خوشبختي رو به ما هديه كردي از تو ممنونم.. از شوخي گذشته،‌دوباره تبريك مي‌گم، اميدوارم خوشبخت باشي،‌ هميشه...

 

 

4- آقاي رييس دولت اعلام كردند كه سد سيوند رو خودشان افتتاح خواهند فرمود، دوست داشتم مطلبي راجع به اين قضيه بنويسم. ولي ترجيح ميدم بذارمش براي بعد از امتحان، اگه دير نشد و هنوز حالش بود...