وقتي روزهاي عادي زندگي را به بطالت و خواب بگذروني، طبيعيه كه روز تعطيلي رو كه همه رفتن مسافرت مثل سگ بشيني و كار كني. از اين هيچ گله‌اي ندارم. ولي مضحك‌ترين مسئله اينه كه وقتي ساعت 9 شب، بعد از 11 ساعت كار مداوم، مي‌بيني بالاخره كارت تمام شده و خوشحال و سرحال فقط به اين فكر مي‌كني كه يك تفريح درست و حسابي داشته باشي، تنها چيزي كه به ذهنت ميرسه، خوندن كتاب باشه!!‌

دوستي راست مي‌گفت: "وقتي تو بچگي اداي آدم بزرگا رو در مياري، بايد حواست باشه كه تو جووني پير شدي.." راست مي‌گفت. خيلي وقته كه پير شديم، هر چند هيچ وقت جووني نكرديم، تقصير كسي هم نيست، خودمون اداي آدم بزرگا رو در آورديم...